احساس


تفاوت احساس تنهائی و انفراد

در حالیکه موجودات انسانی طبیعتی اجتماعی دارند مغدالک دارای شخصیت های متمایزی بوده و در بین دو طیف برونگرا و درونگرا جای می گیرند.

برای برونگرایان همه چیز از محرک هائی که از دیگران می گیرد ، معنا می یابد ولی منبع الهام درونگرایان خلوت و انفراد آنهاست .

از آنجاکه انسان موجودی اجتماعی است به درجاتی از کنش و تعامل با دیگران نیاز دارد و اگر فردی بیش از اندازه از دیگران و جامعه فاصله بگیرد با از دست دادن ارتباطات و مهارت های اجتماعی اش مشکلات شروع می شوند .

در نگاهی  بیرونی انفراد و احساس تنهائی مشابه  می نمایند و هردو با جدائی از جمع و خلوت  تنهائی تجسم می یابند اما از نظر روانشناسی میان این دو تفاوت ماهوی وجود دارد و تشخیص احساس تنهائی از انفراد و خلوت گزینی برای بازیابی خود از اهمیت ویژه ای بر خوردار است .

Lonelinessاحساس تنهائی

احساس تنهائی وضعیت نا مطلوبی است که با حس منزوی شدن از دیگران خود را نشان می دهد و فرد خود را نا امید ، بریده از مردم و بی اهمیت و نامطلوب دانسته و احساس کمبود و بی کفایتی و حتی نا امیدی ونفرت دارد ، چنین فردی  ممکن است  حتی در میان  مردمی که  می شناسد و دوستشان دارد ، احساس عزلت و پس زدگی داشته و با این پندار که مورد توجه نیست در گیر یاس و ناامیدی شود و در یک سیکل معیوب بیشتر در انزوا و تنهائی خود غرق شود (به عنوان نمونه چنین فردی ساعات متمادی تا دیر وقت به تماشای تلویزیون و یا گشت و گداز های اینترنتی کرده و به رغم  تمایلش برای به انجام رساندن کاری ،در حسرت آن مانده و با بی عملی وقتش را هدر می دهد.) ، کمک کردن به افراد منزوی از آنجا که ممکن است به افسردگی شدید دچار شوند ، کاری  سخت ولی از اهمیت ویژه ای  بر خوردار است .

Solitudeانفراد

انفراد بر عکس احساس تنهائی ، وضعیت مثبت و سازنده  ایست که با انتخاب آن بازیابی فرد مهیا شده  و به رغم  تنهائی ، از بودن  با خود احساس رضایت کرده و فرصتی برای  شنیدن نداهای درونی خود برای تسکین آلام و شناخت خود می داند تا به سولاتی مانند اینکه اهداف واقعی زندگیش کدامند ، پا سخ گوید و الویت های زندگیش را معین کند  و از روز مرگی های رایج فاصله بگیرد و ساز زندگی خود را کوک کند.

بر خلاف انزوا و حس تنهائی ، افراد خلاق  انفراد را سکوی پرشی برای بازآفرینی  خود و شکوفائی و خلاقیت قلمداد کرده و آنرا تجربه ای خوشایند برای درک زیبائی هستی و آرامش درون و پر کردن جام زندگی برای  شور و سرمستی می دانند و از آن لذت می برند و تاریخ علم و هنر و تمدن  مرهون  این انفراد و شکوفائی است .

سخن آخر آنکه انفراد عامل اصلاح  و تمدید قوای جسمی و روانی است و احساس تنهائی آنها را تهی و خالی می سازد.

نوشته ذبیح مدرسی

/ 2 نظر / 14 بازدید
دریا جون

سلام ببخشید سرم شلوغ کم کم میام هروقت بشه میام[لبخند][شرمنده][ماچ][رویا]

دریا جون

سلام ببخشید سرم شلوغ کم کم میام هروقت بشه میام[لبخند][شرمنده][ماچ][رویا]