چهار ستاره شناس جهان

 نام: حسین بن عبدالله بن سینا

 
تاریخ  و مکان ولادت: یک شهریور ۳۵۹ ه.ش (370 ه.ق)- بخارا
تاریخ ومکان وفات: ۲ تیر ۴۱۶ (اول رمضان ۴۲۸ه.ق)- همدان
لقب: شیخ‌الرئیس، ابوعلی سینا، پور سینا
عوامل شهرت: از بزرگ ترین اندیشمندان و دانشمندان پزشکی، فیلسوف و نویسنده دانشنامه علمی- فلسفی« شفا»، مشهورترین دانشمند تاریخ ایران، شاعر، کارشناس علم موسیقی


داستانی از کودکی ابن سینا
ابوعلی سینا از کودکی انسانی بسیار باهوش بود. تا جایی که داستان هایی عجیب از زندگی وی بیان شده است. مثلا گفته شده که وقتی وی طفلی شیرخواره بود، مادرش در هنگام نماز، او را زیر غربالی گذاشت تا از آسیب پرندگان و دیگر جانوران در امان باشد. اما پس از آن، یکی از جواهرات باارزش مادر گم شد و دیگر یافت نشد. مادر هربار که به یاد آن قطعه طلا می افتاد آه می کشید و زمانی که ابن سینا کمی بزرگ شده بود، پیش روی کودک خود آه کشید. کودک وقتی دلیل حسرت مادر را فهمید، گفت:« مادر! من یادم است که یک کلاغ آن طلا را برداشت. اما نمی دانم چرا در آن روز، آسمان تکه تکه بود!!» هرچند که این داستان واقعی به نظر نمی رسد. اما نشان می دهد که مردم تا چه حد از استعداد بالای ابن سینا شگفت زده بودند.
زندگینامه
ابن سینا در حومه بخارا و در روستای«افشانه» به دنیا آمد. پدرش عبدالله اهل بلخ بود و در دوران حکومت نوح بن منصور سامانی به بخارا آمد تا در روستای«خرمشین» به کار اداری مشغول شود. او با دختری از روستای افشنه به نام«ستاره» ازدواج کرد و حسین در سال 370ه.ق. از این پدر و مادر متولد شد. کمی پس از تولد حسین، پدر به بخارا منتقل شد و کودک فرصت یافت تا به تحصیل بپردازد. تا جایی که تا قبل از 10 سالگی در قرآن و ادبیات موجب حیرت معلمان خود شد.کمی بعد«ابوعبدالله ناتلی» به بخارا آمد
 
 
و ابن سینا زیر نظر او منطق و هندسه را آموخت. ذهن خلاق پورسینا چنان بود که به بررسی تمام آموخته ها می پرداخت و در این علوم از استاد خود پیش می افتاد. او در تمام زندگی خود جسمی نیرومند داشت، شب ها تا دیر وقت به کار مطالعه و نوشتن کتاب می پرداخت و روز را به کارهای روزمره. پس از رفتن ناتلی از بخارا، ابن سینا به یادگیری علوم دینی، علوم طبیعی و پزشکی و فلسفه پرداخت و تا 17 سالگی در این علوم نیز سرآمد عصر خود شد.
 
 
 
 
 
ابوعلی سینا 18 ساله بود که«نوح بن منصور» بیمار شد و چون هیچ پزشکی نتوانست او را درمان کند، از پورسینا استفاده کردند. پزشک جوان موفق شد امیر را درمان کند و در عوض از او اجازه گرفت که در کتابخانه شخصی او به مطالعه بپردازد. مدتی بعد پدر ابن سینا درگذشت و او نیز تصمیم گرفت به مسافرت بپردازد تا غم مرگ پدر را از یاد ببرد. مدتی را در«گرگانج» خوارزم گذراند و در این شهر نیز به دلیل دانش فراوان خود، مورد توجه فرمانروای شهر قرار گرفت. با تغییر شرایط سیاسی شهر، ابن سینا در سال 402 ه.ق. عازم گرگان شد تا دوستش«قابوس بن وشمگیر» فرمانروای دیلمیان را ملاقات کند. اما دوستش از دنیا رفته بود.
 
 
 
 
ابن سینا در این شهر با«ابوعبید جوزجانی» آشنا شد و این شاگرد تا پایان عمر وی، در خدمتش بود. ابوعلی سینا در سال 404 ه.ق. راهی ری شد و در این شهر«مجدالدوله» فرمانروای آل بویه را نیز درمان کرد. یک سال بعد به همدان رفت و در این شهر، وزیر«شمس الدوله» فرمانروای دیلمیان شد. ابن سینا ده سال در همدان ماند. اما با مرگ فرمانروا و روی کار آمدن پسرش، پورسینا را برای چهار ماه به زندان فرستادند. ابوعلی سینا در حبس هم بیکار نماند و 3 کتاب  نوشت! تا این که علاء الدوله همدان را تصرف کرد و او را نجات داد. پور سینا در سال 415 راهی اصفهان شد و در این شهر مورد استقبال«علاء الدوله» فرمانروای این شهر قرار گرفت.
 
مرگ
ابن سینا تخصص فراوانی در درمان بیماری«قولنج» داشت. اما در سال 428 ه. در سفری که به همراه علاء الدوله به همدان داشت، به همین بیماری دچار شد و از دنیا رفت.
آثار
بیش از 130 کتاب از آثار ابن سینا بر جای مانده است.. همچنین بیش تر از 100 کتاب را به او نسبت می دهند. بیشتر این کتاب ها به زبان عربی نوشته شده است و حدود 20 کتاب وی نیز به زبان پارسی است. از مشهورترین کتاب های او می توان به اثر 18 جلدی«شفا»، القانون فی الطب در 18 جلد، مجموعه 10 جلدی « لسان العرب فی اللغه» و « الانصاف» در 20 جلد اشاره نمود.
 
مشهورترین موضوعات کتاب های ابوعلی سینا عبارتند از فلسفه(شفا، الاشارات والتنبیهات، نجات، حی بن یقظان) کتب پزشکی(قانون، دفع المضار الکلیه عن الابدان الانسانیه، سیاسة البدن وفضائل الشراب، الفصد، الادویة القلبیه، قولنج، تشریح الاعضا، الاغذیه والادویه) علوم طبیعی(الاجرام العلویة واسباب البرق والرعد، النبات والحیوان، فضا، ابطال احکام النجوم)کتاب های علم موسیقی(جوامع علم موسیقی، دانشنامه علایی، لواحق، اقسام العلوم، نجات، المدخل الی صناعة الموسیقی) ریاضیات(اقلیدس، علم هیات، جامع البدایع، المجسطی، الارتماطیقی، زاویه)

تصاویری از مقبره بوعلی سینا در همدان
 
بنشر از خبر گذاری دانا

ابوریحان محمد بن احمد بیرونی

تولد: سوم ذیحجه سال 362 ه .ق در بیرون خوارزم

فوت : جمعه دوم رجب 442 هجری

فقیه ابوالحسن علی گوید : ((‌ آنگاه که نفس در سینه او به شماره افتاده بود بر بالین وی حاضر آمدم. در آن حال پرسید : حساب جدات فاسده را که وقتی مرا گفتی - بازگوی که چگونه بود؟ گفتم اکنون چه جای این سوال است؟ گفت ای مرد کدام یک از این دو بهتر؟ این مساله را بدانم و بمیرم یا نادانسته و جاهل در گذرم؟ و من آن مساله بازگفتم - فرا گرفت و از نزد وی بازگشتم و هنوز قسمتی از راه را نپیموده بودم که شیون از خانه او برخاست.))

زندگینامه

ابوریحان محمدبن احمد بیرونی در ذیحجه سال 362 هجری قمری در بیرون خوارزم زاده شد. سالهای اول زندگی را در خوارزم به تحصیل علوم گذرانید و مدتی در خدمت مامونیان خوارزم بود تا آن که به مسافرت پرداخت. در ابتدای سفر چند سالی را در جرجان ( در جنوب شرقی دریای مازندران) در خدمت شمس المعالی قابوس وشمگیر گذرانید و کتاب آثار الباقیه را در آنجا به نام قابوس به سال 390 هجری تالیف کرد. این کتاب از گاه شماری و جشنهای ملل مختلف سخن می گوید.

پس از ده سال دوباره به خوارزم بازگشت و در دربار ابوالعباس مامون ابن مامون خوارزمشاه که مردی دانشمکند بود وارد شد. اب.العباس داماد سلطان محمود غزنوی به خوارزم لشگر کشید و پس از فتح آن شهر ابوریحان را نیز با خود به غزنین برد (بهار 408 هجری)

ابوریحان از آن پس همراه لشکر کشی های سلطان محمود به هندوستان راه یافت و با بسیاری از دانشمندان و حکیمان هند معاشر شد و زبان سانسکریت آموخت حاصل این سفر کتاب تحقیق ماللهند و ترجمه چند کتاب از زبان سانسکریت به زبان عربی است.

پس از سلطان محمود پسرش سلطان مسعود نیز ابوریحان را از پدرش گرامی داشت به طوری که بارورترین سالهای زندگی این دانشمند بزرگ سالهایی است که در دربار سلطان مسعود بود. ابوریحان در این مدت قانون مسعودی را به نام سلطان مسعود نوشت.

ابوریحان پس از عمری تحقیق و تالیف ماندنی و ارزشمند سرانجام در روز جمعه دوم رجب سال 442 هجری دیده از جهان گشود.

از آثار علمی او

ابوریحان بیرونی دارای تالیفات ئ ترجمه های بسیار معتبری در فیزیک جغرافیای ریاضی ریاضیات نجوم معدن شناسی . . . است. این دانشمند محقق و مصنف و مورخی بسیار دقیق بود و متجاوز از شش قرن زودتر از فرانسیس بیکن انگلیسی روش علمی را به کار بست و آن را معرفی کرد. ولی با تاسف کمتر آثار او به لاتین ترجمه شده است و از این رو تا این اواخر برای مردم مغرب زمین ناشناخته باقی ماند. بعضی از آثار بیرونی عبارتند از :

  • تحقیق ماللهند: موضوع این کتاب مذهب و عادات و رسوم هندوان و نیز گزارشی از سفر به هند است.
  • قانون مسعودی : کتابی است در نجوم اسلامی شامل یازده بخش. در این کتاب بخشهایی مربوط به مثلثات کروی و نیز زمین و ابعاد آن و خورشید و ماه و سیارات موجود است.
  • التفهیم لاوایل صناعت التنجیم : این کتاب نیز در نجوم و به فارسی نوشته شده است و برای مدت چند قرن متن کتاب درسی برای تعلیم ریاضیات و نجوم بوده است
  • الجماهر فی معرفه الجواهر : بیرونی این کتاب را به نام ابوالفتح مودود بن مسعود تالیف کرد و موضوع کتاب معرفی مواد معدنی و مخصوصا جواهرات مختلف است. ابوریحان در این کتاب فلزات را بررسی کرده: و نوشته است . او نظریات و گفته های دانشمندانی مانند ارسطو اسحاق الکندی را درباره حدود سیصد نوع ماده معدنی ذکر کرده است .
  • صیدنهاین کتاب درباره مواد شیمیایی و خواص و طرز تهیه آن ها نوشته شده است.
  • آثار الباقیه عن القرون الخالیه : ( اثرهای مانده از قرن های گذشته ) ابوریحان در این کتاب مبدا تاریخ ها و گاه شماری اقوام مختلف را مورد بحث و بررسی قرار داده است. از جمله این اقوام - ایرانیها - یونانیها - یهودیها - مسیحیها عربهای زمان جاهلیت و عربهای مسلمان نام برده و درباره اعیاد هر یک به تفصیل سخن گفته است. این کتاب را می توان نوعی تاریخ ادیان دانست.
  • شادروان علی اکبر دهخدا درباره ابوریحان بیرونی و آثار او می گوید :

    ((در هزار سال پیش برد و تسطیح از تسطیحات چهار گانه کره متفطن گشتن - نوع چاه آرتزین کشف کردن - به استخراج ( جیب درجه واحد {سینوس یک درجه }) توفیق یافتن- بالاتر از همه بنای علوم طبیعی بر ریاضی نهادن و قرنها پیش از بیکن برای حل معضلات علمی و فنی متوسل به استقرا شدن و صدها سال مقدم بر کپرنیک و گالیله در مسمع م مرآی پادشاهی چون محمود در عقیده متحرک بودن زمین اصرار ورزیدن - برای معرفت اجمالی در این داهی کبیر کافی است . منبع :  www.physicsir.com

 

   زندگینامه


  در کـــارگــه کـــوزه گری رفـــــتم دوش
دیــــدم دو هـــزار کـــوزه گویا و خموش
ناگاه یکـــی کوزه بـــر آورد خـــــــروش
کــو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش 

امام غیاث الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری یکی از حکما و ریاضی دانان و شاعران بزرگ ایران در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم است. سال ولادت او دقیقاً مشخص نیست. او در شهر نیشابور به دنیا آمد. به این علت به او خیام می گفتند که پدرش به شغل خیمه دوزی مشغول بوده است.

او از بزرگترین دانشمندان عصر خود به حساب می آمد و دارای هوشی فوق العاده بوده و حافظه ای نیرومند و قوی داشت. در دوران جوانی خود به فراگیری علم و دانش پرداخته به طوری که در فلسفه، نجوم و ریاضی به مقامات بلندی رسید و در علم طب نیز مهارت داشته به طوری که گفته شده او سلطان سنجر را که در زمان کودکی به مرض آبله گرفتار شده بود معالجه کرد.

او به دو زبان فارسی و عربی نیز شعر می سرود و در علوم مختلف کتابهای با ارزشی نوشته است. خیام در زمان خود دارای مقام و شهرت بوده است و معاصران او همه وی را به لقبهای بزرگی مانند امام، فیلسوف و حجة الحق ستوده اند. او در زمان دولت سلجوقیان زندگی می کرد که قلمرو حکومت آنان از خراسان گرفته تا کرمان، ری، آذربایجان و کشورهای روم، عراق و یمن و فارس را شامل می شد.

خیام معاصر با حکومت آلپ ارسلان و ملکشاه سلجوقی بود. در زمان حیات خیام حوادث مهمی به وقوع پیوست از جمله جنگهای صلیبی، سقوط دولت آل بویه، قیام دولت آل سلجوقی و... . خیام بیشتر عمر خود را در شهر نیشابور گذراند ودر طی دوران حیات خود فقط دو بار از نیشابور خارج شد سفر اول برای انجام دادن مراسم حج و سفر دوم به شهر ری و بخارا بوده است. خیام در علم نجوم مهارتی تمام داشت به طوری که گروهی از منجمین که با او معاصر بودند در بنای ساختن رصد خانه سلطان ملکشاه سلجوقی همکاری کردند و همچنین به درخواست سلطان ملکشاه سلجوقی تصمیم به اصلاح تقویم گرفت که به تقویم جلالی معروف است. خیام در دوران زندگی خود از جهت علمی و فلسفی به معروفیت رسید و مورد احترام علما و فیلسوفان زمان خود بود.


شهرت او گرچه بیشتر به شاعری است اما در واقع خیام فیلسوف و ریاضی دانی بود که به آثار ابوعلی سیناپرداخت و یکی از خطبه های معروف او را در باب یکتایی خداوند به فارسی ترجمه کرد. اولین اشاره ای که به شعر خیام شده، صدسال پس از مرگ اوست.
نوشته اند:که خیام را به تدریس و نوشتن کتاب رغبت چندانی نبود. شاید به دلیل آنکه شاگردان هوشمند برگزیده ای پیرامون خود نمی یافت و چه بسا از آن جهت که اوضاع روزگار خود را، که مقارن حکومت سلجوقیان و مخالفت شدید با فلسفه و زمان رونق بازار بحث ها و جدل های فقیهان و ظاهربینان بود، شایسته ابراز اندیشه های آزاد و بلند نمی دید. با این همه، از او نوشته های بسیار برجای مانده که در قرون وسطی به لاتین ترجمه شد و مورد توجه اروپائیان قرار گرفت.
رساله وی در جبر و مقابله و رساله ای دیگر، که در آن به طرح و پاسخگویی به مشکلات هندسه اقلیدس پرداخته، از جمله مشهورترین آثار ریاضی اوست.


خیام منجم بود و تقویم امروز ایرانی، حاصل محاسباتی است که او و عده ای از دانشمندانی دیگر، در زمان جلال الدین ملک شاه سلجوقی انجام دادند و به نام وی تقویم جلالی خوانده می شود. خیام در باب چگونگی محاسبات نجومی خود رساله ای نیز نوشته است. وی علاوه بر ریاضی و نجوم، متبحر در فلسفه، تاریخ جهان،زبانشناسی و فقه نیز بود. علوم و فلسفه یونان را تدریس می کرد و دانشجویان را به ورزش جسمانی و پرورش نفس تشویق می کرد. از همین رو، بسیاری از صوفیان و عارفان زمان، او را به خود نزدیک می یافته اند.

بنا به روایتی خیام سفرهایی به سمرقند و بلخ و هرات و اصفهان کرد و همه جا با روشنی تمام در باب حیرت و سرگشتگی فلسفی خویش سخن می گفت و معتقدات دینی را مورد تردید قرار می داد. رساله ای در کیفیت معراج، رساله دیگر درباره علوم طبیعی و کتاب های بسیار به زبان های فارسی و عربی حاصل زندگی نسبتا طولانی اوست.


از آثار معروف فارسی منسوب به عمر خیام، رساله نوروز نامه است که با نثری ساده و شیوا، پیدایی نوروز و آداب برگزاری آن را در دربار ساسانیان بازگو نموده. او در این رساله با شیفتگی تمام درباره آیین جهانداری شاهنشاهان کهن ایرانی و پیشه ها و دانش هایی که مورد توجه آنان بوده سخن رانده و تنی چند از شاهان داستانی و تاریخی ایران را شناسانده است. 

مقبره


معرفی آثار

آنچه که از آثار خیام وجود دارد یا تاریخ نویسان وجود آنها را ذکر کرده اند رساله ها و مقالاتی است که او در علوم مختلف نوشته است که عبارتند از:
1- رساله ای در جبر و مقابله
2- رساله ای در شرح اصول اقلیدس
3- زیج ملکشاهی یا زیج جلالی
4- رساله ای در طبیعیات
5- رساله در وجود
6- رساله فلسفی که در آن از حکمت الهی در آفرینش عالم و تکالیف مردم و عبادات بحث می کند.
7- رساله ای در اختلاف فصول و اقالیم
8- نوروز نامه که درباره رسوم و اعیاد ایرانیان به ویژه تاریخ و آداب ایرانیان در روز عید نوروز است.
9- دیوان رباعیات
10_ رساله فی براهین الجبر و المقابله
11_ رساله تکلیف
12-رساله ای در شرح مشکلات کتاب مصادرات اقلیدس
13_رساله روضه القلوب
14_رساله ضیاء العلی
15_رساله میزان الحکمه
16_رساله ای در صورت و تضاد
17_ترجمه خطبه ابن سینا
18_رساله مشکلات ایجاب
11_رساله ای در بیان زیگ ملک شاهی
12_رساله نضام الملک در بیان حکومت
13_رساله لوازم الا کمنه
14_اشعار عربی خیام
15_عیون الحکمه
16_رساله معراجیه
17_رساله در علم کلیات
20_رساله در تحقیق معنی وجود
21_رساله ای در صحت طرق هندسی برای استخراج جذر و کعب

گزیده ای از اشعار


ابر آمد و باز بر سر سبزه گزیست
بی باده گلرنگ نمی باید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزه خاک ما تماشاگه کیست

بر چهره گل نسیم نوروز خوش است
در صحن چمن روی دل افروز خوش است
از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست
خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است

می نوش که عمر جاودانی این است
خود حاصل از ایام جوانی این است
هنگام گل و باده و یاران سر مست
خوش باش دمی که زندگانی این است
بر شاخ امید اگر بری یافتمی
هم رشته خویش را سری یافتمی
تا چند ز تنگنای زندان وجود
ای کاش سوی عدم دری یافتمی 

بنشر از سایت رشد شبکه ملی مدارس

عصر رازی

نیمه دوم سده سوم (ه- ق) را جورج سارتون در تاریخ علم ، "عصر محمدبن زکریای رازی" (251- 313 ه ق) نامیده است. عصر رازی ، دوره اولین جنبش نوزایی فرهنگی اسلامی به شمار می‌رود که در وسیع‌ترین محدوده زمانی خود فاصله میان سده‌های سوم و چهارم را در بر می‌گیرد. این دوره را که اوج تمدن اسلام دانسته‌اند، شاهد ظهور یک طبقه متوسط دولت‌مند و متنفذی بود که با برخورداری از اشتیاق و امکانات کسب دانش و موقعیت اجتماعی به پرورش و پراکنش فرهنگ کهن مدد رساند.

نام و نشان رازای

رازی ، طبیب کیمیایی و فیلسوف نامدار که چیز زیادی از زندگانی او دانسته نیست. طبق قول "ابوریحان بیرونی" ، رازی در ماه شعبان سال 251ق _ 865م در ری زاده شد. نام نیای رازی ، یحیی بوده است و بدین نام و نسب "ابوبکرمحمدبن زکریا بن یحیی الرازی" یاد کرده است. در بعضی از منابع ، پیشه زرگری ، اولین کار رازی شمرده شده است.

گفته می‌شود که وی در روم ، شوشه‌های طلا معامله می‌کرد و شناخت کیمیا در نزد وی ، از همین داستان نتیجه گرفته شده است و بعدها رازی به طب پرداخته است.

استادان زکریای رازی

مورخان طب و فلسفه در قدیم به تفاریق استادان رازی را سه تن یاد کرده‌اند:


  • ابن ربن طبری: زکریا در طب شاگرد وی بوده است.
  • ابوزید بلخی: حکیم زکریای رازی در فلسفه شاگرد وی بوده است.
  • ابوالعباس محمد بن نیشابوری: استاد محمد بن زکریا رازی در حکمت مادی (ماتریلیسم) یا گیتی شناسی بوده است.

دانش شیمی و رازی

رازی ، پزشک و طبیعت شناس بزرگ ایرانی را پدر شیمی یاد کرده‌اند، از آن رو که دانش کیمیایی کهن را به علم شیمی نوین دگرگون ساخت. ابن ندیم از قول رازی گفته است: "روا نباشد که دانش فلسفه را درست دانست و مرد دانشمند فیلسوف شمرد، اگر دانش کیمیا در وی درست نباشد و آن را نداند."

مکتب کیمیا

رازی مکتب جدیدی در علم کیمیا تاسیس کرد که آن را می‌توان مکتب کیمیای تجربی و علمی نامید. "ژولیوس روسکا" دانشمند برجسته‌ای که در شناساندن کیمیا (شیمی) رازی به دنیای علم بیشتر سهم و جهد مبذول داشته است، رازی را پدر شیمی علمی و بانی مکتب جدیدی در علم دانسته است، شایان توجه و اهمیت است که قبلا این لقب را به د انشمند بلند پایه فرانسوی لاوازیه داده بودند.

نظریه اتمی و رازی

در فرآیند دانش کیمیا به علم شیمی توسط رازی ، نکته‌ای که از نظر محققان و مورخان علم ، ثابت گشته ، نگرش ذره یابی یا اتمسیتی رازی است. کیمیاگران ، قائل به تبدیل عناصر به یکدیگر بوده‌اند و این نگرش موافق با نظریه ارسطویی است که عناصر را تغییر پذیر یعنی قابل تبدیل به یکدیگر می‌داند. لیکن از نظر ذره گرایان عناصر غیر قابل تبدیل به یکدیگرند و نظر رازی هم مبتنی بر تبدیل ناپذیری آنهاست و همین علت کلی در روند تحول کیمیایی کهن به شیمی نوین بوده است.

به تعبیر تاریخی زکریا ، کیمیا ، ارسطویی بوده است و شیمی ، دموکریتی است. به عبارت دیگر ، شیمی علمی رازی ، مرهون نگرش ذره گرایی است، چنانچه همین نظریه را بیرونی در علم فیزیک کار کرد و بسط داد.

در اروپا فرضیه اتمی را "دانیل سرت" Daniel Seer در سال 1619، از فلاسفه یونانی گرفت که بعدها "روبرت بویل" آن را در نظریه خود راجع به عنصرها گنجاند. با آنکه نظریه بویل با آرای کیمیاگران قدیم تفاوت دارد، نباید گذشت که از زمان فلاسفه قدیم تا زمان او ، تنها رازی قائل به اتمی بودن ماده و بقا و قدمت آن بوده است و با آن که نظریه رازی با نظریه بویل و یا نگرش نوین تفاوت دارد، لیکن به نظریات علمای شیمی و فیزیک امروزی نزدیک است.

اکتشافات رازی در شیمی

رازی توانست مواد شیمیایی چندی از جمله الکل (الک حل) و اسید سولفوریک (زیت الزاج) و جز اینها را کشف کرد.

ارتباط رازی با سایر علوم

رازی در علوم طبیعی و از جمله فیزیک ، تبحر داشته است. ابوریحان بیرونی و عمر عمر خیام نیشابوری ، مطالعات و تحقیقات خود را از جمله در چگال سنجی زر و سیم ، مرهون دانش رازی هستند. رازی در علوم فیزیولوژی و کالبد شکافی ، جانور شناسی ، گیاه شناسی ، کانی شناسی ،

/ 0 نظر / 40 بازدید