دلسوزی یا مهربونی یه خانم برای مردها

سلام

من آسمان پر ستاره را دوست دارم و زمانی که آسمان؛ ستاره ای ندارد به ابرها می نگرم ، که آن ابرها چه زیبا آنها را در بر گرفته که حتی یک دانه ازستارهها را نمی توان تماشا کرد چه زیبا هستند ابرهایی که برای ما شادی به ارمغان می آورند...

من کوچک و من پر از خالی ، منی که گاه به دانسته ام می بالم و گاه رنجورم از اینکه خیلی چیزها هست که نمی دانم چه می توان کرد ؟؟.... غمگین بودن چاره کار نیست!

توی یه وبلاگ جمله زیر را نوشته و گفته بعیده:

«این نوشته را از وبلاگ خانم الهام برداشتم، به نظرم خیلی جالبه و از یک خانم بعید!»

بعیده از نظر این فرد یعنی من حرف های گفته شده را قبول ندارم.

اما من میگم که توی این دنیا هیچ چیزی بعید نیست . چون دنیای امروز ما آدم ها این شده که زن ها از مرد ها یا مردها از زن ها بد بگیم و ردشون کنیم و اگه یه نفر پیدا بشه که حرفی بزنه  میگن چرا!!!... عصبانی

دلسوزی یا مهربونی یه خانم برای مردها ...ماجرای زیر...

یک وقت هایی فکر می کنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای مردانه ...نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمی کند. هیچ انجمنی با پسوند «... مردان» خاص نمی شود. مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند. در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است. یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند. وقتی می خواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. حتی همان مرد هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند...

یکی از همین مرد های همیشه خسته. از همین هایی که از 18 سالگی دویدن را شروع می کنند. و مدام باید عقب باشند. مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند. سربازی، کار، در آمد، تحصیل... همه از مرد ها همه توقعی دارند. باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوشتیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی... و خدا نکند یکی از اینها نباشند...

ما هم برای خودمان خوشیم! مثلآ از مردی که صبح تا شب دارد برای در آمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویالون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویالون می زند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد. توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دلداریمان بدهند، خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه مارا با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند و دوست های دوران مجردیشان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع قربان صدقه مان بروند و هیچ زن زیباتری را اصلآ نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند!

مرد ها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. بیایید قبول کنیم. مرد ها صبرشان از ما بیشتر است. وقت هایی که داد می زنند وقت هایی هم که توی خیابان دست به یقه می شوند وقت هایی که چکشان پاس نمی شود وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمی دهند وقت هایی که عرق کرده اند وقت هایی که کفششان کثیف است تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین. و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را دوست دارند.

دوستمان دارند و ما همیشه فکرمی کنیم که نکند من را برای خودم نمی خواهد برای زیبایی ام می خواهد، نکند من را برای شب هایش می خواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم می خواهد؟ در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی... مرد ها همه دنیایشان همین طوری است. ساده و منطقی... درست بر عکس دنیای ما.

بیایید بس کنیم. بیایید میکرفون ها و تابلو های اعتراض مان را کنار بگذاریم. من فکر می کنم مرد ها، واقعآ مرد ها، انقدر ها که داریم نشان می دهیم بد نیستند. مردها احتمالآ دلشان زنی می خواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین. کمی آرامش در ازای همه فشارها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل می کنند. کمی آرامش در ازای قصر رویایی که ما طلب می کنیم... بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مردها از خوشبختی خیلی ساده است.

/ 0 نظر / 11 بازدید