صدای دل

صدای دل

نشستم در کنار خود نشستم

که دیدم آن رفیق بی شفیقم

نالان شده بود فریاد می زد 

سوزها بر دل خود خیره شدم

روز را برشب خود چیره شدم

گل شدم خار شدم

که بدانم چه کنم

سایه ای بالای سرم می گذرد

هرجه بدانم باز ندانم چه کنم

ز.چ

سلام مدتی است که به فکر فرو می روم که چه چیزی بنویسم . در مورد آنچه برایم اتفاق افتاده و این که چه چیز باعث شده سرنوشت من این گونه باشد ‌‌واین که من در این راه چه مسئولیتی دارم واین که چه کاری باید انجام دهم سعی دارم آنچه را که بیان میکنم خودم به آن رسیده باشم تا مطالبم موثرتر واقع شود.

می توانم بگویم که حتی آنهایی که ازدرس  روانشناسی چیزی نخوانده اند پذیرای صحبت ها و دیدگاههای روانشناسان هستند .(چون همه ما به دنبال آرامش و کمال هستیم.) آیا تا کنون شده به این فکر کنید که این همه فکر کردنها برای چیست ؟

واین که ما قدم در چه راهی باید بگذاریم ؟ این سردر گمی ها برا ی چیست؟ این احساسهایی که داریم و آنها را ابراز میکنیم یا نمی کنیم. واین چراکه این اتفاق ها برای شما می افتد ؟ می تونم بگم در کتابی خوندم که گفته بود: همه آن اتفاق هایی  که می افتد بستگی به خود ما دارد یعنی این ما هستیم که معین میکنیم که روزمان را چگونه بگذرانیم.(ـالبته با تلاش. کوشش وامیدو ایمان به خدا)

از جمله تمرینهایی که میتواند برای ما موثر باشد این است که به تجربه خوشایندی که قبلا برایمان اتفاق افتاده فکر کنیم (که می تواند تجربه ای باشد که مد تها به آن فکرنکر ده باشید)  به آن خاطره بر گردید و یقین کنید آن چه در صفحه ذهن خود می بینید دقیقا همان واقعه خوشایندی است که در آن زمان اتفاق افتاده است. حتی اگر خواستید چشمانتان راببندید. وقتی به این خاطره خوش نگاه میکنید در ذهن خود روشنایی آن راتغییر دهید . و توجه کنید که چگونه احساساتتان با انجام این عمل تغییر میکند . تصویر را روشنتر و روشنتر کنید... وبعد آن را تاریک و تاریکتر کنید.

تا جایی که به زحمت بتوانید آن را ببینید . که این مورد برای از بین بردن خاطرات نا خوشایند بسیار مفید است. و از این روش می توانید اگر کسی مسئله ای را بیش از حد  بزرگ جلوه داد به او بگویید آن تصویر را کوچک کند .و در واقع با این کار مغز خود را  اداره  میکنید . مغز ی که تا به حال به فکر استفاده آن نبوده اید .و شاید نمی دانستید که از این طریق می توان به زندگی ایده آل رسید.

اگر خودتان هم ذهن خودتان را آشفته نمی کنید خیلی عای است ولی بدانید که نمی توانید جلوی دیگران را بگیرید و ممکن است انها ذهنتان را آشفته کنند . چون هر اتفاقی در اطراف شما می افتد ذهن شما را تحت تا ثیر قرار می دهد.ادامه دارد...« بر گرفته شده از کتاب جا دوی کامیابی»


 

/ 0 نظر / 14 بازدید